سلام عزیزم چهارشنبه ( 7 خرداد ماه ) به همراه بابایی و شما رفتیم پارک تا شما کمی سرسره بازی کنی. حدود صبح بود که شما بیدار شدی و غذاهایی که خورده بودی رو بالا آوردی. همون موقع بردیمت دکتر . من و بابایی فکر می کردیم که زیاد خوردی و اینجوری شدی. ولی دکتر گفت که ویروس اومده سراغت. خلاصه اومدیم خونه . بابایی که رفت سر کار و من وشما هم یکم خوابیدیم وقتی بیدار شدیم دیدم که اسهال هم شدی. ساعتهای سه بود که بردیمت بیمارستان و بهت سرم وصل کردند و ازمایش خون و مدفوع هم دادیم ساعتهای هشت بود که اومدیم خونه. دوباره ساعتهای یک شب بود که بالا اوردی و بازم رفتیم بیمارستان. این بار بستریت کردند به شدت اسهال بودی خیلی. تا یکشنبه تو بیمارستان بستری بودی. ...